السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
54
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
درجهء دوم و سوم هم نبودند . همه يا شمارى از آنها در دوران خلافت ابو بكر ، عمر و عثمان اجازه فتوا دريافت كردند . زياد بن ميناء مىگويد : ابن عبّاس ، ابو سعيد خدرى ، ابو هريره ، عبد اللّه بن عمرو عاص ، جابر بن عبد اللّه ، رافع بن خديج ، سلمة بن اكوع ، ابو واقد ليثى ، عبد اللّه بن بحينه و افرادى از اين دست ، از صحابهء رسول خدا ( ص ) از مرگ عثمان تا زمانى كه از دنيا رفتند ، در مدينه فتوا مىدادند . از اين عدّه كسانى كه فتوا به آنان واگذار شد ، عبارتند از : ابن عبّاس ، ابن عمر ، ابو هريره و جابر بن عبد اللّه انصارى . « 1 » روايت كردهاند كه معاويه به عبد اللّه بن عمر گفت : اگر بشنوم كه حديث روايت مىكنى ، گردنت را خواهم زد . « 2 » ظاهرا پيش از جنگ صفين به عبد اللّه بن عمرو عاص اجازهء روايت و فتوا دادند ، امّا پس از جنگ ، معاويه او را از اين كار منع كرد . اين ممنوعيت تا زمان يزيد بن معاويه تداوم داشت . « 3 » در خصوص علّت منع اين دو از روايت و فتوا بايد گفت : عبد اللّه بن عمر ، احاديث رسول خدا ( ص ) را در مذمّت و طعن معاويه روايت مىكرد . از جمله : خداوند شكم او - معاويه - را سير نكند . خداوندا ؛ جلودار ، پشت سرى و سواره را لعنت كن . از اين راه مردى بر شما نمايان مىشود كه وقتى مىميرد ، بر سنّت من نيست . تابوت معاويه در آتش بالاى تابوت فرعون است . معاويه بر دينى غير از اسلام مىميرد . « 4 »
--> ( 1 ) . حياة الصحابة ، 3 / 288 ؛ سير اعلام النبلاء ، 2 / 6 و 6 . ( 2 ) . وقعة صفّين 220 ؛ الغدير ، 10 / 352 . ( 3 ) . بنگريد : مسند الحمد ، 2 / 167 ؛ الغدير ، 10 / 352 ؛ الاسرائيليات و اثرها فى كتب التفسير و الحديث ، 151 . ( 4 ) . بنگريد : وقعة صفّين ، 220217 ؛ قاموس الرجال ، شرح حال معاويه .